منهاج سراج

258

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

ايلدكز [ ( 1 ) ] داد كه بندهء او بود ، و اتابك محمد و اتابك يوزبك و اتابك ارسلان [ ( 2 ) ] همه فرزندان او بودند ، و فارس به سنقر داد ، كه پدر اتابكان فارس بود ، و اتابك دكله و اتابك زنگى و اتابك سعد و پسران او از فرزندان اواند ، و خوارزم به پسر خوارزمشاه [ ( 3 ) ] داد ، كه چاكر او بود ، و پدر ايل ارسلان بود ، و او پدر تكش خوارزمشاه بود ، و او پدر محمد خوارزمشاه بود ، مسعود كريم [ ( 4 ) ] خواهر او در حبالهء خود آورد ، و در عهد او ميان سلاطين غزنين بسبب فوت شدن مسعود كريم گويند اختلاف افتاد ، ملك ارسلان بن مسعود بغزنين بتخت نشست ، و بهرامشاه بن مسعود كريم درگذشت ، بهرامشاه هم از آنجا به خدمت سلطان سنجر رفت ، و مدتى او را خدمت كرد ، و بعد از ان به چندگاه سلطان سنجر بمدد بهرامشاه بغزنين آمد ، و بهرامشاه را بر تخت نشاند و در ممالك غزنين و هندوستان همه خطبه و سكه بنام سنجر شد ، و آن دولت كه سنجر را بود ، هيچ يك از پدران او را نبود . ملك موصل به بندهء خود داد ، تا بدين عهد نزديك ، اتابكان موصل از فرزندان بندهء او بودند بنده ترك خطائى بود و ممالك شام همه بندگان او داشتند ، و سلطان نور الدين شام [ ( 5 ) ] هم از فرزندان اتابك موصل بود ، چنانچه بعد ازين ثبت افتد ، انشاء اللّه تعالى . ملوك غور و سلاطين جبال جمله منقاد سلطان سنجر بودند ، و در عهد او ميان سلاطين غزنين و ملوك غور خصومت ظاهر شد ، ملوك غور راجح آمد ( ند ) چون نوبت ملك غور به سلطان علاء الدين حسين رسيد ، سر از طاعت سلطان بكشيد ، و در حدود جبال هرات بموضعى كه آن را سگوشه ناب [ ( 6 ) ] گويند

--> [ ( 1 ) ] اصل : بالتگين ، اين كلمه در نسخ بصور مختلفه التگيز ، التكين ، ايلدكوز آمده ، ولى شمس الدين ايلدكز پدر اتابكان آذربايجان متوفى 568 ه است كه محمد و قزل‌ارسلان عثمان پسران وى بودند ( دول اسلاميه ) . [ ( 2 ) ] اصل : احتسان . راورتى : اختان . پ : احتپان [ ( 3 ) ] در اصل بعد از خوارزمشاه دو كلمه خوانده نميشود ، در ترجمه راورتى و ( پ ) مانند متن است . [ ( 4 ) ] راورتى : سلطان غزنين مسعود كريم بن سلطان ابراهيم طاب ثراه الخ [ ( 5 ) ] اصل : سام ، راورتى و پ : شام [ ( 6 ) ] اصل : سكوشه تاب . پ : سكوسه ناب ، راورتى : سه گوشه ناب . اين جنگ پيش دروازه شهر او به واقع شد . ابن اثير گويد كه علاء الدين پيش ازين جنگ ناب ، او به ، مارباد هرات الرود را غارت نمود . اين سه گوشه ناب اكنون هم بين چشت و هرات نزديك او به موجود است و هريرود از آن ميگذرد . براى شرح ناب ( ر : 4 ) .